تبليغاتX
پروانه ها می رقصند

پروانه ها می رقصند

عاشقانه

لحظه زیبای آشنايي مان را در
صفحه تقویم محصور خواهم کرد
ای زمین ایست!
دیگر به دور خورشید نگرد
تا محنت فراق به دورم نگردد... ...

rssبا سلام به دوستای عزیزم.دوستائی که همیشه به یادشونم      میخوام امروز براتون یکی از رازهای زندگیمو فاش کنم (ولی قول بدین به کسی نگین هاااااااااااااااااااااااااا)

دیروز یعنی۲۱/۱۰/۹۰دومین سالگرد اولین دیدار من و همسرم احمدـ۲۰۱۰بود   این منم:     اینم همسرمه :۲۰۱۰اینم حتما شمائین دیگه:

اون روزیادم میاد که خیلی به خودم رسیدم      Hippieبا همکارم آرزورفتیم به جائی که با احمدقرارگذاشته بودیم.منو همکارم با هم قرار گذاشتیم که یه کاری بکنیم که ما اول۲۰۱۰ روببینیم نه اون اول مارو.

خلاصه بعدار کلی نقشه کنار در ورودی اونجائی که قرار گذاشته بودیم ۲۰۱۰ رو دیدم که یه گل دستش بود اااااااااااا ببخشید اینو باید میذاشتم واسش     پسری محجوب که با همون نگاه اول میشد به شخصیتش پی برد خلاصه بهش زنگ زدم که من منتظرتم باید زود برگردم خونه   وگرنه بابام نگرانم میشه.اونم خودشو مثه فشنگ رسوند به ما.اونجا بود که احمد۲۰۱۰با دیدن اینجانب (سارابانو)یه دل نهههههههههههههههههArabic Veil عاشق گردید.بقیه ماجرا رو بذارین سکرت بمونه.............

بعد از ۶ماه از اولین آشنائیمونبا هم مزدوجQueenKing شدیم.بادا بادابادا مبارک باداوایناااااااااااااااااا

راستی امروزیعنی۲۲/۱۰/۹۰مصادف میشه با بیستمین ماهگرد عقدمونQueenKing نمیخواین بهم تبریک بگین؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 


 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 13:14 توسط ساراسناتور| |

                                        

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که آن هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم می گیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ آدرس دچار اشتباه میشود وبدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد .


در این ضمن درگوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا آشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند. ( وای که چه با کلاس بودن )
اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد .


پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:


گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم


می دونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش اینا اینجا کامپیوتر دارن  و هر کس که به اینجا میاد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیزو  چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا می بینمت .


امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه .  وایییییییییییییی چقدر اینجا گرمه .....!!!


یو ها ها ها ها ها ها  ....  پوزخند  پوزخند

نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 13:37 توسط ساراسناتور| |

Design By : Mihantheme